آموزش های زندگی با امیر بندری
. . : : : : : بهترين بهترين ها : : : : : . .
زمان جوونيام
نقل دوستان

زمان جوونيام تو يکي ازين شهرهاي شمالي دانشجو بودم , اعتراف ميکنم هميشه تو دانشگاه با دوستان ميرفتيم پشت wc بانوان رو به جنگل و طبيعت سيگار ميکشيديم (حالا بماند بعضي وقتها از پشت پنجره صداي سازهاي بادي هم ميومد) طبق معمول هميشه که مشغول استعمال دخانيات بوديم از wc صداي هِر هِر کِر کِر... اَه اَه کصافطا... چه قشنگه... دست و هورا... شنيديم ! ما هم کنجکاو شديم يواش يواش , آهسته آهسته با دوستان رفتيم ب

ه سمت درِ wc بانوان با چند متر فاصله جانبي مشغول رصد ماجرا شديم ! اصن يه وضي بود اين ميرفت اون ميومد يکي ميگفت برو تو ازش عکس بگير خلاصه ديديم يکي ازين کارگراي خدماتي دانشگاه با بيل رفت تو wc ما هم حيرون ويرون که چه خبره اون تو !!! بعد 1-2 دقه اومد بيرون بيل به دست رو بيل مبارک هم يک عدد آلت تناسلي مصنوعي به چه بزرگي لامصب :) حالا اون بنده خدا مونده بود با اين لامصب چي کار کنه ! رفت سمت باغچه يه چاله کنند اون آلتي که باعث شور و هيجان شده بود رو دفن کرد ! اين رفيق ما هم از دور داد ميزد خوب بکارش تا سال ديگه درختش در بياد !!!



نويسنده :امیر
تاريخ: شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت: 12:33